|
کارهایی از آهنگساز مشهور کلاسیک فردریک شوپن
سبک :
Classical
Romantic
لیست آلبوم های در این مجموعه :
CD 14. Fr‚d‚ric Chopin - Complete Works (Disc 14) CD 15. Vittorio Ceccanti, Ducco Ceccanti, Simone Granani - Chopin, Chamber Music CD 16. Frederic Chopin - Pr‚ludes and Works for piano & orchestra CD 17. Evgeny Kissin - Dmitri Kitayenko - Chopin - Concertos nos. 1, 2 Chopin - Polonaise Vol 2 Chopin 09 chopin03 chopin04 chopin07 chopin08 chopinetudes02 chopinimpromptusballades chopinmp311 Erik Berchot joue Chopin @ 320 Folke Nauta - Fr‚d‚ric Chopin, Polonaises Fr‚d‚ric ChopiN-Scherzi - Scherzi, Fantasie, Barcarolle, Berceuse Kocsis, Zoltan - Waltzes Les Valses - Dinu Lipatti @ 320 list.txt Maria-Joao Pires Orchestre National de L'Opera de Monte-Carlo - Jordan @ 320 Nocturnes-P‚ludes - Samson Fran‡ois @ 320 Piano Concerto nø 2 - Krakowiak - Andante spianato & Grande Polonaise Brilliante - ARRAU @ 320

هنرمندان مشابه :
Franz Liszt Ludwig van Beethoven Sergei Rachmaninoff Franz Schubert Johannes Brahms


مقاله های مرتبط :
فردریک شوپن
فردریک فرانسوا شوپن (Frédéric François Chopin مارس ۱۸۱۰ - اکتبر ۱۸۴۹) نوازنده پیانو و آهنگساز لهستانی بود.
او در روستای زلازولا در نزدیکی ورشو از مادری لهستانی و پدری فرانسوی بدنیا آمد. پس از آنکه به عنوان یک کودک نابغه در سرزمین مادری اش شناخته شد در ۲۰ سالگی لهستان را برای رفتن به پاریس ترک کرد و در آنجا به عنوان نوازنده، معلم موسیقی و آهنگساز شروع به فعالیت کرد و به مدت ۱۰ سال از ۱۸۳۷ تا ۱۸۴۷ با ژرژ ساند نویسنده فرانسوی ارتباط داشت. شوپن در تمام طول عمر خوداز ضعف جسمانی رنج میبرد تا آنکه درسال ۱۸۴۹ در ۳۹ سالگی بر اثر سل ریوی درگذشت.
شوپن اغلب آثارش را برای پیانو تنها مینوشت اما در میان کارهایش میتوان قطعاتی برای پیانو و همراهی کننده یافت. ملودی اصل تقویت کننده اثر اوست و هیچ چیزی در آن از تزیین بی دلیل و زاید برخوردار نیست. گرچه در آثارش تکنیک نوازندگی بالایی به چشم میخورد ولی نحو بیان شاعرانه و نوانسها کارهای او را از آثاری که فقط تکنیک نوازندگی در آنها مد نظر قرار گرفتهاست متمایز میکند. او تعدادی از فرمهای موسیقی را ابداع نمود اما مهمترین نوآوریهایش را در غالب فرمهایی مثل سونات پیانو، والس، نوکتورن، اتود، پرلود و پولونِز به نمایش گذاشتهاست.
شوپن در زلازولا شهری در مرکز لهستان به دنیا آمد. پدرش نیکولا شوپن یک مرد فرانسوی بود که اصلیتی لهستانی داشت. او در سال ۱۷۸۲ به لهستان رفت و با تکلا جوستینا که یک لهستانی بود ازدواج کرد و در لهستان سکنی گزید.
بر اساس گفتههای خانواده این آهنگساز، شوپن در ۱ مارس ۱۸۱۰ به دنیا آمدهاست. او همیشه از این تاریخ، به عنوان روز تولدش نام میبرد. ولی مدارک مربوط به غسل تعمیدش ۲۲ فوریه را روز تولد او اعلام میکند که به احتمال زیاد این دوگانگی در اعلام تاریخ تولد او رامی توان تنها به عنوان یک اشتباه از سوی کشیش نویسنده این مدرک دانست(مدرک در ۲۳ آوریل نوشته شده بود که ۸ هفته پس از تولد وی بود). شوپن در ۱۸۴۷. اثر وینترهالتر.
خانواده شوپن در اکتبر ۱۸۱۰ به ورشو نقل مکان کردند. استعداد موسیقایی شوپن جوان در سالهای آغاز زندگی اش ظهور کرد تا آنجا که در ورشو به لقب موتسارت دوم مشهور شد. شوپن قبل از ۷ سالگی دو پولونز (در سل مینور و در سی بمل ماژور) نوشت که اولی توسط پدر سیبولسکی-سرپرست مدرسه نوازنده ارگ و یکی از معدود ناشران موسیقی در لهستان- منتشر شد. با انعکاس نبوغ خارق العاده او در روزنامههای ورشو، شوپن کوچک مورد توجه و پذیرش سالنهای کنسرت اشرافی در پایتخت قرار گرفت. او از این زمان اجرای کنسرتهای خیریه خود را آغاز کرد و اولین کنسرت پیانو خود را در ۸ سالگی اجرا کرد. او نخستین درسهای حرفهای پیانو را از زیونی (متولد ۱۷۵۶ در بوهم) آموخت. این دوره از سال ۱۸۱۶ تا ۱۸۲۲ به طول انجامید، شوپن از زیونی به نیکی یاد میکرد گرچه او خیلی سریع از استادش پیشی گرفت. یکی دیگر از کسانی که در پیشرفت شوپن نقش بسزایی را ایفا کرد ویلهلم وورفل (متولد ۱۷۹۱ در بوهم) بود. این نوازنده پیانو پرآوازه که استاد کنسرواتوار ورشو بود درسهای گرانبهایی را -گرچه نامنظم- در نواختن ارگ -و احتمالاً پیانو- به شوپن آموخت. شوپن در پاییز ۱۸۲۶ نزد جوزف السنر (متولد ۱۷۶۹) آهنگساز کنسرواتوار ورشو شروع به یادگیری تئوری موسیقی، هارمونی و آهنگسازی کرد.
شوپن در ۱۸۲۹ شاهد اجرای یکی از کنسرتهای نیکولو پاگانینی نوازنده بی همتای ویلن در ورشو بود. او همچنین یوهان نپوموکا هومل آهنگساز و نوازنده پیانو آلمانی را ملاقات کرد. شوپن در آن سال به وین رفت و دو کنسرت در آنجا اجرا نمود که اجرای آنها باعث شد تا پیامهای متفاوتی را دریافت کند که شامل مقالاتی دلگرم کننده و انتقادهایی در رابطه با آرام نواختن بیش از اندازه او بود.
او در ورشو نخستین اجرا از کنسرتو پیانو در فا مینور را ارائه نمود و اولین اجرا از کنسرتو پیانو دیگرش می مینور را در نشنال تئاتر در ۱۷ مارس ۱۸۳۰ به نمایش گذاشت. در ۱۸۳۰ دوباره به وین رفت و این دو کنسرتو پیانو اش را اجرا نمود.
شوپن در وین خبرهایی درباره شورش ماه نوامبر روسیه علیه لهستان شنید که این باعث شداز تصمیمش برای بازگشتن به کشورش صرف نظر کند. او چند ماه دیگر در وین اقامت گزید و پس از آن به مونیخ و اشتوتگارت و سپس در اوایل اکتبر به پاریس رفت. شوپن تا پیش از این بسیاری از آثار مهم خود را تصنیف کرده بود که تعدادی از اتودهای اپوس ۱۰ و دو کنسرتو پیانو اش از آن جملهاند.
فعالیت در پاریس
شوپن در پاریس با چند تن از بهترین نوازندهای پیانو آن زمان آشنا شد که فردریش کالکبرنر، فردیناند هیلر و فرانتس لیست از آن جمله هستند و در همین زمان بود که ارتباط صمیمی او با آهنگسازانی مثل هکتور برلیوز، فلیکس مندلسون و وینچنتزو بلینی شکل گرفت. موسیقی او تا پیش از این توسط آهنگسازان بسیاری مورد تحسین قرار گرفته بود تا جایی که روبرت شومان درباره او به دیگران گفت:آقایان، کلاهتان را به احترام یک نابغه بردارید.
شوپن در ۱۸۳۵ با خانواده اش در کارلسبد ملاقات کرد و آنها را تا محل سکونتشان در دشن و سپس تا ورشو همراهی کرد و پس از آن چند هفتهای را در درسنین اقامت گزید و بعد به لیپزیگ عزیمت کرد و در آنجا مندلسون و شومان را ملاقات نمود. او هنگام بازگشت از این سفر دچار حمله شدید تنگی نفس شد که این حمله به قدری طاقت فرسا بود که روزنامههای لهستانی خبر درگذشت او را منتشر کردند.
شوپن در ۱۸۳۸ با ژرژ ساند -که شش سال بزرگتر از او بود- آشنا شد و این رابطه که به سختی میتوان درباره شیرین یا تلخ بودنش قضاوت کرد تا سال ۱۸۴۷ به طول انجامید. آنها در زمستان ۱۸۳۹ به مایورکا رفتند که هوای نامساعد آنجا و نمناک بودن اتاقهایی که شوپن در آنها اقامت داشت، تأثیر بسیار بدی بر سلامتی وی گذاشت تا آنجا که آنها مجبور به بازگشت به خانه شدند و شوپن پس از آن دیگر هرگز نتوانست سلامت خود را بازیابد. در سال ۱۸۴۵ مشکلات زیادی در رابطه بین شوپن و ساند ظاهر شد و در ۱۸۴۶ این رابطه با ورود مشکلات خانوادگی تیره تر گردید و این همان سالی بود که ساند یکی از رمانهایش به نام نوکرزیا فلوریانی را که اصلاً برای شوپن خوشایند نبود را منتشر کرد. داستان این رمان به داستان یک هنرپیشه ثروتمند و یک شاهزاده بیمار برمی گردد که احتمالاً بازتابی از روابط میان خود او و شوپن است. مشکلات خانوادگی سرانجام در سال ۱۸۴۷ به قدری قوت گرفت که منجر به قطع رابطه شوپن با ساند شد.
آخرین سالهای زندگی آرامگاه شوپن در گورستان پر لاشز در پاریس
شوپن در ۱۸۴۸ آخرین کنسرتش را در پاریس اجرا نمود و سپس به اسکاتلند و انگلستان رفت اما شدیدا بیمار شد تا آنکه در ۱۷ اکتبر ۱۸۴۹ هنگامی که به پاریس باز میگشت، در خانه خواهرش لودویکا درگذشت. روز پس از آن ماسکی از صورت و دستهایش ساختند و سپس بدن او را گورستان پر لاشز به خاک سپردند.
گاه شمار زندگی شوپن ۱۸۱۰ تولد در زلازولا ۱۸۱۷ اولین تجربههای آهنگسازی ۱۸۱۹ اجرای اولین کنسرت ۱۸۲۳ شروع یادگیری کمپوزیسیون نزد السنر ۱۸۲۶ آموزش در مدرسه عالی موسیقی ۱۸۲۹ اولین سفر به وین ۱۸۳۰ دومین سفر به وین ۱۸۳۱ رفتن به پاریس ۱۸۳۶ آشنایی با ژرژ ساند ۱۸۳۸ عزیمت به مایورکا و نوشتن ۲۴ پرلود ۱۸۳۹ بازگشت به فرانسه، نوشتن سونات سی بمل ماژور ۱۸۴۴ مرگ نیکولا شوپن، پدر شوپن ۱۸۴۵ منازعه با ژرژ ساند و تشدید شدن بیماری اش ۱۸۴۷ جدا شدن از ساند ۱۸۴۸ سفر به انگلستان و اسکاتلند ۱۸۴۹ درگذشتن در ۱۷ اکتبر
همه آثار شوپن برای پیانو نوشته شدهاند که این آثار یا به صورت تکنواز هستند یا با همراهی پیانو دوم، ویلن، ویلن سل، آواز و یا ارکستر.
آثار طولانی او همانند ۴ بالاد، ۴اسکرتزو، بارکاروله۶۰.Op ،فانتزی ۴۹.Op و سوناتهایش همانند آثار کوتاه تر او مثل ایمپرومتوها، مازورکاها، نوکتورنها، والسها و پولونزهای او، جایگاهی تثبیت شده در بین آثار (رپرتوار) پیانو دارند.دو مجموعه مهم شوپن برای پیانو تنها عبارت اند از ۲۴ پرلود ۲۸.op و اتودهای ۱۰.op و ۲۵.op.
فردریک شوپن Frederic chopin
تولد:لهستان,زلازواولا 1810 مرگ:فرانسه,پاریس 1849
آهنگساز لهستانی موسیقی (اکسپرسیو Expressive ) که برای اولین بار از پیانو برای تک نوازی استفاده کرد.آثار پیانوی او در طول تاریخ بیش از هر موسیقی پیانوی دیگری اجرا شده اند.
فردریک شوپن حتی در بچگی هم به شدت حساس بود,انگار اصلا مال اب دنیا نبود. خانواده اش اهل موسیقی بودند وشوپن کوچولو با شنیدن صدای موسیقی آنها هیجان زده میشد و سر و صدا میکرد. خانواده اش خیلی دوستش داشتند و نازپرورده بارش آورده بودند.او با سه خواهرش عروسک بازی و اسکی روی یخ میکردند.اولین معلم پیانوی فردریک خواهر بزرگترش لوئیزا بود,که آن موقع هفت سال داشت. او در چهارده سالگی با خواهر دیگرش یک روزنامه راه انداختند به اسم انجمن سرگرمی های ادبی,که پر بود از داستان های خنده آور اتفاقات روزمره.(این روزنامه در واقع دفتر خاطرات شوپن بود.)
تمام زندگی شوپن موسیقی بود.درچهار سالگی موسیقی را شروع کرد و در هشت سالگی اولین کنسرت خودش را اجرا کرد(واحتمالا بیش از آنکه بخواهد نظر مردم را درباره موسیقی اش بداند,میخواست بداند که در باره کت مخملش چه فکر میکنند.)در نو جوانی شروع کرد به چاپ ساخته های خودش.(رابرت شومان Robert schumann )که آهنگسازی مسن تر از شوپن بود,درباره اش نوشته است : (کلاه هاتون رو بردارید آقایون, یک نابغه اینجاست!) حتی شوخی های او هم با موسیقی همراه بودند مثلا طوری ملایم مینواخت که تماشاچیان خوابشان می برد و یکدفه با یک صدای بلند آنها را بیدار میکرد.
شوپن لهستان را خیلی دوست داشت.می گویند وقتی در بیست سالگی کشورش را ترک کرد,جام نقره ای پر از خاک آنجا را با خود برد. جیلی از کارهای بعدیش مثل (مازورکا ها Mazurka )(پولونیزها Polonise )و(والس Waltz)هایش در واقع نتیجه احساست و صدا هایی بودند که او در کودکی اش در لهستان تجربه کرده وشنیده بود. مردم میگفتند که (خود شوپن هم شبه آهنگ هاشه).او ریبا و در عین حال رنگ پریده و مریض احوال بوده و وزنش حتی به چهل و پنج کیلو هم نمی رسید.لبخند ملیحی داشت و بینی اش بزرگ بود(خودش میگفت:خیلی بزرگ)مثل شاهزاده ها با وقار راه میرفت و هیچ وقت بی ادب و بد رفتار نبود. یکی از دوستانش درباره او نوشته است : او انسان نیست,فرشته است,خداست.) اما او همیشه هم اینقدرها دوست داشتنی نبودیکی دیگر از دوستانش معتقد بود که او دم دمی مزاج,خیالباف و غیر قابل اطمینان است. گاهی اوقات شکاک و از خودراضی میشد و بعضی شوخیهایش با بد جنسی همراه بودند.به راحتی می رنجید و می توانست برای یک روز تمام عبوس و اخمو باقی بماند. شوپن عادت های مضحکی داشت.مثلا اگر دمپایی هایش جلو تختش جفت نشده بودند,خوابش نمی برد.
اتفاقات ناگهانی مثل وارد شدن پیشخدمت به اتاق,او را وحشت زده میکرد.بعضی بو ها,مثلا دود سیگار حال او را به هم میزد وبدنش حساس تر از آن بود که بتواند قهوه را تحمل کند(به جای آن شیر می خورد).او فقط غذا های خاصی را می خورد مثل نان,شیرینی,مرغ وماهی. همیشه از آن وحشت داشت که زنده زنده دفنش کنند.برای همین قبل از مرگش وصیت کرد که بدنش را قبل از دفن کردن بشکافند. او باخ و موتسارت را خیلی دوست داشت و همیشه قبل از اجرای کنسرت آثار باخ را تمرین میکرد.به آهنگ سازان دیگر تا این حد علاقه نداشت اما تمام موسیقی دانان آن دوره جزو دوستانش بودند. یکی از آهنگ سازان آن دوره به نام (فرانتس لیست Frantz liszt )شوپن را با شخصی به نام (ژرژ سند George sand)آشنا کرد و این دو یکی از مشهور ترین روابت عشقی قرن نوزدهم را آغاز کردند. ژرژ سند رمان نویس مشهور فرانسوی بود که شش سال از شوپن بزرگتر بود.نام حقیقی این زن (آرو دودوانت Aurore dudevant )بود و از طرفداران آزادی زنان به شمار میرفت,شلوار می پوشید,سیگار میکشید,در اوقات فراغتش کوه نوردی می کرد و در زندگی اش بیش از 60 رمان و 19000 نامه نوشت.
شوپن هیچ وقت ازدواج نکرد,اما او و ساند در دو خانه کنار هم در پاریس زندگی میکردند.ساند شوپن را (شوپ)(شیپ شیپ) یا بعضو وقت ها (مردنی من) یا (غرغروی کوچولوی من) صدا میکرد.شوپن تا آخر عمر یک دسته از موهای ساند را در دفتر خاطراتش نگه داشته بود. آنها اولین مسا فرت مخفیانه شان را در صومعه ای در جزیره (ماژورکا Majorca) گذراندند.شوپن چند خلد از آثار باخ,چند اثر نیمه تمام خودش وتعداد زیادی آثار دیگر را با خودش به آنجا برده بود,اما آنجا بیمار شد و سرفه های خونی میکرد.بعد ها این دو تابستان ها را در خانه ییلاقی ساند می گذراندند و زندگی آرامی داشتند.شام را در فضای آزاد می خوردند و با دوستانشان رفت و آمد میکردند.غروب که میرسید,شوپن برای ساند پیانو میزد.این سالها پربارترین سالهای زندگی شوپن بودند.
شوپن زمانی که راه می رفت یا پیانو می زد,خیلی سریع ایده های جدید به ذهنش می رسید.اما برای کامل کردن این ایده ها روزها خودش را در اتق حبس میکرد,گریه میکرد,مثل دیوانه ها رفتار میکرد و قلم هایش را می شکست.او میتوانست شش هفته را روی یک صفحه نت موسیقی صرف کند.پیانیی در اتاق خوابش داشت و اغلب شبها مشغول موسیقی ساختن بود. ساند در باره اش میگفت : (اون نمی دونه که داره رو کدوم سیاره زندگی می کنه). شوپن در طول تاریخ یکی از بزرگترین پیانیس ها به شمار می رفته است.دستان کوچک و ضریفش که ساند به آننها می گفت (انگشتان مخملی) به نرمی روی کلید های پیانو حرکت میکردند. پاهایش هم مرتب در حرکت بودند و با سرعت پدال های پیانو را فشار می دادند که تقریبا دیده نمی شدند.او از اجرا در ملاء عام متنفر بود,اما کنسرت های خصوصی که برای دوستانش برگذار میکرد زبان زد همه شده بودند. شوپن برای تغییر حال و هوای جدی در کنسرت هایش,گاهی اوقات شروع به تقلید میکرد. او مقلد ماهری بود و بعضی از دوستانش معتقد بودند که باید پیانو را کنار بگذارد و بازیگر شود. او همیشه شب اول یک نمایش در سالن تئاتر حاضر بود. شوپن میگفت : (من یک انقلابی هستم پول برام هیچ ارزشی نداره).با این حال از پول بدش هم نمی آمد.او با روزی پنج جلسه تدریس خرج خود را در می آورد.کنتس ها, بارونس ها و شاهزادگان بابت ای کلاس ها پول خوبی به او می دادند. آنها وارد آتلیه شوپن میشدند و در حالی که او از پنجره به بیرون نگاه میکرد,پول را روی تاقچه میگذاشتند.(شوپن معتقد بود که یک اقای واقعی به پول دست نمی زند.) زندگی شوپن تجملی بود.پیش خدمت , اسب و کالسکه داشت ولباس هایش را از بهترین فروشگاه ها می خرید.کت های مخمل آبی,پیراهن های ابریشمی,سنجاق های الماس,کراوات,دستکش های چرمی سفید سفارشی و شنل سیاه رنگ مواجی که آستر ساتنی خکستری داشت.دوست داشت گلدانهایی پر از گلهای بنفشه در اتاق هایش باشند و دستمال هایش هم همیشه معطر بودند. او که همیشه مریز احوال بود, در سن سی و نه سالگی از دنیا رفت.کمتر از دو سال قبل از مرگش ساند رابطه اش را با او به هم زده بود. آخرین جمله ای که به زبان آورد این بود : (برای یادبودم موتسارت بزنید.) او را در قبرستان (لوپرلشسر Le pere lachaise)دفن کردند,جایی که بسیاری از موسیقی دانان مشهور در آن به خاک سپرده شده اند.گفته میشد که خاک لهستان داخل جام نقره ای را هم روی مزارش ریختند. مردم می گویند از آن زمان روزی نیست که کسی روی قبرش گل نگذارد.او در زمان خ ودش بی نزیر بود و موسیقی از هیچ وقت قدیمی نشد.
شوپن (والس در آپارتمان The waltz in D flat )را یرای سگ ژرژ ساند نوشته بود.این کار به (والس دقیقه Minute waltz)مشهور است,چون میتوان آن را در عرض یک دقیقه اجرا کرد.شوپن اثر دیگری هم دارد که آن را به نام (والس گربه Cat waltz )میشناسند که از قرار معلوم آن را با الهام از صدای پریدن گربه خود به روی دگمه های پیانو ساخته بوده است.
آهنگ تا (آخر زمان Till the end of time)که برای فیلمی در باره زندگی شوپن ساخته شده,بر گرفته از یکی از پلونیز های خود اوست.بیش از یک میلیون نسخه از این آهنگ در سراسر دنیا به فروش رفت.(همیشه دارم رنگین کمان ها را دنبال میکنم Im always chasing rainbows)هم اسم یکی دیگر از آهنگ های محبوب آمریکایی است که با استفاده از ملودی یکی از آثار شوپن ساخته شده است.
خواننده مراسم تدفین شوپن همان کسی بود که در مراسم تدفین بتهوون و (فرانس جوزف هایدن Franz joseph hayden )هم آواز خوانده بود.در مراسم تدفین شوپن ریکویم موتزارت و همین طور (مارش خاکسپاری Funeral march )اجرا شد.مارش خاکسپاری اثر خود شوپن,و یکی از مشهور ترین موسیقی های عزاداری است که تا به حال ساخته شده است.
persian-singers
فردریک شوپن ( Frédéric Chopin )
فردریک شوپن (1810-1849)که شاعر پیانو نام گرفت تنها آهنگساز بزرگی بود که کم بیش تمام آثارش را برای پیانو آفرید .شوپن فرزند مادری لهستانی و پدری فرانسوی بود و در ورشو بزرگ شد.هنوز کودکی بیس نبود که سبک بدیعش در نوازندگی و آهنگسازی شگفتی اشراف لهستان را بر انگیخت. او پس از پایان تحصیل در کنسرتوار ورشو به سفر در اتریش وآلمان و اجرای آثارش پرداخت.هنگان دوری شوپن از لهستان هموطنانش در مخالفت با روس ها شورش کردند وهنگامی که خبر اشغال ورشو به دست روس ها به او رسید دچار نا امیدی و احساس تقصیر شد(شهرم را به خاک وخون کشیده اند...وو من اینجا هستم وکاری نمیکنم و فقط آه میکشم و رنج و اندوهم را بر سر پیانو میریزم) شوپن به آلمان سفر كرد و در آنجا با پيانيستهاي بزرگ آشنا شد، او خيال داشت به لهستان باز گردد اما به او خبر دادند كه ورشو استقلال جزئي خود را هم از دست داده و سربازان روسي دوستان او را كشتهاند، اين خبر تأثير ناراحتكننده اي در روح جوان او به جا گذاشت و به همين جهت يك آهنگ انقلابي براي ميهن پرستان لهستان تصنيف كرد و از آلمان به فرانسه رفت، در كنسرت بزرگ او در پاريس «ليست» و «مندلسون» از اوستايش زيادي كردند و دوستي «شوپن» با «ليست» از همين جا آغاز شد، شوپن بعد از كسب شهرت در پاريس به آلمان سفر كرد و در آنجا «ماريا»ي زيبا دوست دوره كودكيش را ملاقات نمود، آنها پس از مدتي با هم نامزد شدند اما خانواده ماريا به علت ضعف مزاج شوپن و بيپولي او از ازدواج دخترشان با وي جلوگيري به عمل آوردند، ماريا با يك كنت لهستاني ازدواج كرد اما پس از مدتي از او جدا شد و تا پايان عمر خاطره شوپن را فراموش نكرد، تنها يادگار او والس وداع بود كه شوپن در روز قطع روابط نامزدي به او تقديم كرده بود.
شوپن پس از اين ماجرا به پاريس بازگشت و در آنجا در خانه كنتس داو، محبوبه ليست، خانم ژرژسان نويسنده فرانسوي ملاقات كرد، دراين زمان ژرژسان 32 سال و شوپن 22 سال داشت، ژرژسان از ميان صدها مرد كه او را احاطه كرده بودند شوپن را انتخاب كرد و به شوپن اظهار علاقه نمود، شوپن در آغاز نتوانست عشق او را بپذيرد، اما به تدريج چنان با او مانوس شد كه به هيچ وجه نميخواست از او جدا شود. شوپن و ژرژسان با هم به جزيره ماژورك رفتند اما در اين جزيره وضع مزاجي شوپن به وخامت گرایید، آنها ناچار مراجعت كردند، بعد از اين مسافرت شوپن واقعاً عاشق ژرژسان شد و ژرژسان دائماً مراقب وي بود و چون مادري دلسوز از او پرستاري ميكرد، اما بالاخره در اثر اختلاف با فرزند ژرژسان، شوپن ناگزير گشت از او جدا شود اما نامههاي ژرژسان و چند تار موي او در پاكتي كه حروف «ف» و «ج» يعني ژرژ و فردريك روي آن نوشته شده بود، پس از مرگ در كتابخانه شوپن پيدا شد. در1831 شوپن بیست ویک ساله به پاریس رفت شهری که در پایان عمر کوتاهش کاشانه ی او شد. پاریس در دهه 1830 کانون نهضت رمانتیک وپایتخت هنری اروپا بود. شوپن جوان با نویسندگانی همچون ویکتورهوگو .بالزاکو هانیه آشنا شد . نوازندگی شوپن باعث شد خیلی زود به محافل اشراف راه یابدفرانت لیست درباره ی کسانی که در کنسرت های نه چندان زیاد شوپن شرکت میکردند چنین نوشت :کالسکه ها یکی پس از دیگری سر میرسیدند و آراسته ترین بانوان خوشپوش ترین مردان ثروتمند ترین سرمایه داران و سرشناس ترین نجبا از آن پیاده میشدند) شوپن خجول.خوددار واز جمعیت بیزار بود و ترجیح میداد آثار خود را در محفل های خصوصی اجرا کند آثار کوتاهی چون نکتورن ها.پرولود ها و والس های او برای چنن محافلی نوشته شده بودند . جثه ی نحیف شوپن اجرای صدا های قوی و پر حجم را برایش دشوار میساخت افسون نوازندگی شوپن بیشتر در صدا های زیبا .انعطاف ریتم. استفاده ی فضا پردازانه از پدال و ظرافت های شاعرانه ی دینامیک نهفته است شوپن تنها پیانیستی است که با حدود 30 اجرا شهرتی افسانه ای یافت . او پیش از مرگ –در سی و نه سالگی بر اثر سل –درخواست کرد در مراسم خاک سپاریش رکوییم موتسارت اجرا شود در این مراسم مارش عزا از سونات پیلنو در سی بمل مینور اثر خودش نیز نواخته شد .
آثار او شامل : 58 مازورک 27 اتود 26 پرلود 21 نکتورن 20 والس 4 بلید 4 اسکرزو 5 روندو 4 ایمپرمتو 3 اکوسیز 17 پلونیز 3 سونات برای پیانو 2 کنسرتو برای پیانو و ارکستر **
fiddlersatan.blogspot.com
فردریک فرانسوا شوپن Frédéric François Chopin
فردریک فرانسوا شوپن(Frédéric François Chopin مارس ۱۸۱۰-اکتبر ۱۸۴۹) پیانیست و آهنگسازی لهستانی بود.
او در روستای زلازولا در نزدیکی ورشو از مادری لهستانی و پدری فرانسوی بدنیا آمد.پس از آنکه به عنوان یک کودک نابغه در سرزمین مادری اش شناخته شد در ۲۰ سالگی لهستان را برای رفتن به پاریس ترک کرد و در آنجا به عنوان نوازنده،معلم موسیقی و آهنگسازشروع به فعالیت کرد و به مدت ۱۰ سال از ۱۸۳۷ تا ۱۸۴۷ با ژرژ ساند نویسنده فرانسوی ارتباط داشت.شوپن در تمام طول عمر خوداز ضعف جسمانی رنج میبرد تا آنکه درسال ۱۸۴۹ در ۳۹ سالگی بر اثر سل ریوی درگذشت.
شوپن اغلب آثارش را برای پیانو سلو مینوشت اما در میان کارهایش میتوان قطعاتی برای پیانو و همراهی کننده یافت.ملودی اصل تقویت کننده اثر اوست و هیچ چیزی در آن از تزیین بی دلیل و زاید برخوردار نیست.گرچه در آثارش تکنیک نوازندگی بالایی به چشم میخورد ولی نحو بیان شاعرانه و نوانسها کارهای او را از آثاری که فقط تکنیک نوازندگی در آنها مد نظر قرار گرفتهاست متمایز میکند.او تعدادی از فرمهای موسیقی را ابداع نمود اما مهمترین نوآوریهایش را در غالب فرمهایی مثل سونات پیانو، والس، نوکتورن، اتود، پرلود و پولونز به نمایش گذاشتهاست.
زندگینامه شوپن در زلازولا شهری در مرکز لهستان به دنیا آمد.پدرش نیکولاس شوپن یک مرد فرانسوی بود که اصلیتی لهستانی داشت.او در سال ۱۷۸۲ به لهستان رفت و با تکلا جوستینا که یک لهستانی بود ازدواج کرد و در لهستان سکنی گزید.
بر طبق گفتههای خانواده این آهنگساز،شوپن در ۱ مارس ۱۸۱۰ به دنیا آمدهاست .او همیشه از این تاریخ ،به عنوان روز تولدش نام میبرد. ولی مدارک مربوط به غسل تعمیدش ۲۲ فوریه را روز تولد او اعلام میکند که به احتمال زیاد این دوگانگی در اعلام تاریخ تولد او رامی توان تنها به عنوان یک اشتباه از سوی کشیش نویسنده این مدرک دانست(مدرک در ۲۳ آوریل نوشته شده بود که ۸ هفته پس از تولد وی بود). خانواده شوپن در اکتبر ۱۸۱۰ به ورشو نقل مکان کردند.استعداد موسیقایی شوپن جوان در سالهای آغاز زندگی اش ظهور کرد تا آنجا که در ورشو به لقب موتسارت دوم مشهور شد.شوپن قبل از ۷ سالگی دو پولونز (در سل مینور و در سی بمل ماژور) نوشت که اولی توسط فادر سیبولسکی-سرپرست مدرسه ارگانیست و یکی از معدود ناشران موسیقی در لهستان- منتشر شد.با انعکاس نبوغ خارق العاده او در روزنامههای ورشو، شوپن کوچک مورد توجه و پذیرش سالنهای کنسرت اشرافی در پایتخت قرار گرفت .او از این زمان اجرای کنسرتهای خیریه خود را آغاز کرد و اولین کنسرت پیانو خود را در ۸ سالگی اجرا کرد.او نخستین درسهای حرفهای پیانو را از زیونی (متولد ۱۷۵۶ در بوهم) آموخت.این دوره از سال ۱۸۱۶ تا ۱۸۲۲ به طول انجامید، شوپن از زیونی به نیکی یاد میکرد گرچه او خیلی سریع از استادش پیشی گرفت.یکی دیگر از کسانی که در پیشرفت شوپن نقش بسزایی را ایفا کرد ویلهلم وورفل (متولد ۱۷۹۱ در بوهم) بود.این پیانیست پرآوازه که استاد کنسرواتوار ورشو بود درسهای گرانبهایی را -گرچه نامنظم- در نواختن ارگ -و احتمالاً پیانو- به شوپن آموخت.شوپن در پاییز ۱۸۲۶ نزد جوزف السنر (متولد ۱۷۶۹) آهنگساز کنسرواتوار ورشو شروع به یادگیری تئوری موسیقی، هارمونی و آهنگسازی کرد.
شوپن در ۱۸۲۹ شاهد اجرای یکی از کنسرتهای نیکولو پاگانینی نوازنده بی همتای ویلن در ورشو بود.او همچنین یوهان نپوموکا هومل آهنگساز و پیانیست آلمانی را ملاقات کرد.شوپن در آن سال به وین رفت و دو کنسرت در آنجا اجرا نمود که اجرای آنها باعث شد تا پیامهای متفاوتی را دریافت کند که شامل مقالاتی دلگرم کننده و انتقادهایی در رابطه با آرام نواختن بیش از اندازه او بود. او در ورشو نخستین اجرا از کنسرتو پیانو در فا مینور را ارائه نمود و اولین اجرا از کنسرتو پیانو دیگرش می مینور را در نشنال تئاتر در ۱۷ مارس ۱۸۳۰ به نمایش گذاشت.در ۱۸۳۰ دوباره به وین رفت و این دو کنسرتو پیانو اش را اجرا نمود.
شوپن در وین خبرهایی درباره شورش ماه نوامبر روسیه علیه لهستان شنید که این باعث شداز تصمیمش برای بازگشتن به کشورش صرف نظر کند.او تا چند ماه دیگر در وین اقامت گزید و پس از آن به مونیخ و اشتوتگارت و سپس در اوایل اکتبر به پاریس رفت.شوپن تا پیش از این بسیاری از آثار مهم خود را تصنیف کرده بود که تعدادی از اتودهای اپوس ۱۰ و دو کنسرتو پیانو اش از آن جملهاند.
AET: فعالیت در پاریس
شوپن در پاریس با چند تن از بهترین پیانیستهای آن زمان آشنا شد که فردریش کالکبرنر، فردیناند هیلر و فرانتس لیست از آن جمله هستند و در همین زمان بود که ارتباط صمیمی او با آهنگسازانی مثل هکتور برلیوز، فلیکس مندلسون و وینچنتزو بلینی شکل گرفت.موسیقی او تا پیش از این توسط آهنگسازان بسیاری مورد تحسین قرار گرفته بود تا جایی که روبرت شومان درباره او به دیگران گفت:آقایان، کلاهتان را به احترام یک نابغه بردارید.
شوپن در ۱۸۳۵ با خانواده اش در کارلسبد ملاقات کرد و آنها را تا محل س...تشان در دشن و سپس تا ورشو همراهی کرد و پس از آن چند هفتهای را در درسنین اقامت گزید و بعد به لیپزیگ عزیمت کرد و در آنجا مندلسون و شومان را ملاقات نمود. او هنگام بازگشت از این سفر دچار حمله شدید تنگی نفس شد که این حمله به قدری طاقت فرسا بود که روزنامههای لهستانی خبر درگذشت او را منتشر کردند.
شوپن در ۱۸۳۸ با ژرژ ساند -که شش سال بزرگتر از او بود- آشنا شد و این رابطه که به سختی میتوان درباره شیرین یا تلخ بودنش قضاوت کرد تا سال ۱۸۴۷ به طول انجامید.آنها در زمستان ۱۸۳۹ به مایورکا رفتند که هوای نامساعد آنجا و نمناک بودن اتاقهایی که شوپن در آنها اقامت داشت ،تأثیر بسیار بدی بر سلامتی وی گذاشت تا آنجا که آنها مجبور به بازگشت به خانه شدند و شوپن پس از آن دیگر هرگز نتوانست سلامت خود را بازیابد. در سال ۱۸۴۵ مشکلات زیادی در رابطه بین شوپن و ساند ظاهر شد و در ۱۸۴۶ این رابطه با ورود مشکلات خانوادگی تیره تر گردید و این همان سالی بود که ساند یکی از رمانهایش به نام نوکرزیا فلوریانی را که اصلاً برای شوپن خوشایند نبود را منتشر کرد.داستان این رمان به داستان یک هنرپیشه ثروتمند و یک شاهزاده بیمار برمی گردد که احتمالاً بازتابی از روابط میان خود او و شوپن است. مشکلات خانوادگی سرانجام در سال ۱۸۴۷ به قدری قوت گرفت که منجر به قطع رابطه شوپن با ساند شد.
آخرین سالهای زندگی شوپن در ۱۸۴۸ آخرین کنسرتش را در پاریس اجرا نمود و سپس به اسکاتلند و انگلستان رفت اما شدیدا بیمار شد تا آنکه در ۱۷ اکتبر ۱۸۴۹ هنگامی که به پاریس باز میگشت، در خانه خواهرش لودویکا درگذشت. روز پس از آن ماسکی از صورت و دستهایش ساختند و سپس بدن او را گورستان پر لاشز به خاک سپردند.
aet.ir
|